
بررسی احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه
بر اساس قانون اساسی تمامی قوانین و مقررات در جمهوری اسلامی باید بر اساس دستورات اسلام و مذهب شیعه اثنی عشری باشد؛ دادگاهها و مراجع قضایی هم مطابق با قانون باید تنها به قوانین رسمی استناد کنند و از این رو، این سوال وجود دارد که رسیدگی به دعاوی ایرانیان غیرشیعه که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شدهاند، چگونه خواهد بود؟
ماده واحده مصوب مرداد سال ۱۳۱۲، اجازه داده است تا مقررات احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه در دادگاهها رعایت شود و بر این اساس، اموری از قبیل، نکاح، طلاق، ارث، وصیت، اهلیت و فرزند خواندگی به عنوان مصادیق احوال شخصیه تعیین شدهاند. در این زمینه «حمایت» با حسین کیا، حقوقدان و وکیل دادگستری به گفتوگو پرداخته است.
کیا در خصوص احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه، اظهارمیکند: نظر به اصل سیزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اینکه به موجب مادهواحده قانون اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه در محاکم مصوب مرداد سال ۱۳۱۲ نسبت به احوال شخصیه، حقوق ارثیه و وصیت ایرانیان غیرشیعه که مذهب آنان به رسمیت شناخته شده، لزوم رعایت قواعد و عادات مسلمه متداوله در مذهب آنان در دادگاهها جز در مواردی که مقررات قانون راجع به انتظامات عمومی باشد، تصریح شده، لذا دادگاه در مقام رسیدگی به امور مذکور و همچنین در رسیدگی به درخواست تنفیذ وصیتنامه، ملزم به رعایت قواعد و عادات مسلمه در مذهب آنان جز در مورد مقررات قانون راجع به انتظامات عمومی بوده و باید احکام خود را بر طبق آن صادر کنند. وی ادامه میدهد: در واقع نسبت به احوال شخصیه و حقوق ارثیه و وصیت ایرانیان غیرشیعه که مذهب آنان به رسمیت شناخته شده، محاکم باید قواعد و عادات مسلمه متداوله در مذهب آنان را جز در مواردی که مقررات قانون راجع به انتظامات عمومی باشد به طریق اینکه در مسایل مربوطه به نکاح و طلاق عادات و قواعد مسلمه متداوله در مذهبی که شوهر پیرو آن است؛ در مسایل مربوطه به ارث و وصیت عادات و قواعد مسلمه متداوله در مذهب متوفی؛ و در مسایل مربوطه به فرزندخواندگی عادات و قواعد مسلمه متداوله در مذهبی که پدرخوانده یا مادرخوانده پیرو آن است؛ رعایت کند.
اجازه قانونگذار به ایرانیان غیرشیعه برای پیروی از قواعد مذهب خود این حقوقدان در ادامه میگوید: در این مادهواحده، قانونگذار در سه مورد به ایرانیان غیرشیعه اجازه داده است که از قواعد و عادات مسلمه مذهب خود پیروی کنند، آن هم با شرایطی از جمله اینکه آن مذهب در ایران به رسمیت شناخته شده باشد و مقررات قانون راجع به انتظامات عمومی نباشد، یعنی در جایی که قواعد و عادات آنان با انتظامات عمومی و مقررات قانونی مخالف داشته باشد، باید قانون و انتظامات آن رعایت شود.
کیا بیان میکند: در سه مورد اشاره شده که ایرانیان غیرشیعه میتوانند رعایت کنند، قانونگذار در مورد ازدواج و طلاق و مسایل مرتبط با آن، مذهب شوهر را به عنوان آنچه که باید از قواعد و عاداتش پیروی شود، معرفی کرده است و در مورد دوم راجع به ارث و وصیت، قواعد و عادات شخصی که فوت کرده است و در مورد آخر راجع به فرزندخواندگی و قواعد آن، عادات و قواعد مذهب پدرخوانده یا مادرخوانده را به عنوان آنچه که باید تبعیت شود، میپذیرد.
وی اظهارمیکند: این قانون برای ایرانیان غیرشیعه که درباره احوال شخصیه خود خواستار رعایت قواعد و عادات مذهبیشان بودند به تصویب رسیده است. در دادگاهها و دادسراها با توجه به این قانون در موارد شخصیه به مسایل رسیدگی خواهد شد.
نظرات